جملاتی از نهج البلاغه (حکمتها)
حکمت 007
و درود خدا بر او فرمود: از ويژگيهاى انسان در شگفتى مانيد، كه با پاره اى (پى) مى نگرد، و با (گوشت) سخن مى گويد، و با (استخوان) مى شنود، و از (شكافى) نفس مى كشد!!
حکمت 008
و درود خدا بر او فرمود: چون دنيا به كسى روى آورد، نيكيهاى ديگران را به او عاريت دهد، و چون از او روى برگرداند خوبيهاى او را نيز بربايد.
حکمت 009
و درود خدا بر او فرمود: با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوى شما آيند.
حکمت 010
و درود خدا بر او فرمود: اگر بر دشمنت دست يافتى، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.
حکمت 011
و درود خدا بر او فرمود: ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است، و از او ناتوان تر آنكه دوستان خود را از دست بدهد.
حکمت 012
و درود خدا بر او فرمود: (درباره آنان كه از جنگ كناره گرفتند) حق را خوار كرده، باطل را نيز يارى نكردند.
|
|
حکمت 013
و درود خدا بر او فرمود: چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمتها را از خود دور نسازيد.
حکمت 014
و درود خدا بر او فرمود: كسى را كه نزديكانش واگذارند، بيگانه او را پذيرا باشد.
حکمت 015
و درود خدا بر او فرمود: هر فريب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.
حکمت 016
و درود خدا بر او فرمود: كارها چنان رام تقدير است كه چاره انديشى به مرگ مى انجامد.
حکمت 017
و درود خدا بر او فرمود: (از امام پرسيدند كه رسول خدا (ص) فرمود: موها را رنگ كنيد، و خود را شبيه يهود نسازيد يعنى چه؟ فرمود:) پيامبر (ص) اين سخن را در روزگارى فرمود كه پيروان اسلام اندك بودند، اما امروز كه اسلام گسترش يافته، و نظام اسلامى استوارشده، هر كس آنچه را دوست دارد انجام دهد.
حکمت 018
و درود خدا بر او فرمود: آن كس كه در پى آرزوى خويش تازد، مرگ او را از پاى درآورد.
حکمت 019
و درود خدا بر او فرمود: از لغزش جوانمردان درگذريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آنكه دست خدا او را بلندمرتبه مى سازد.
حکمت 020
و درود خدا بر او فرمود: ترس با نااميدى، و شرم با محروميت همراه است، و فرصتها چون ابرها مى گذرند، پس فرصتهاى نيك را غنيمت شماريد.
حکمت 021
و درود خدا بر او فرمود: ما را حقى است اگر به ما داده شود، وگرنه بر پشت شتران سوار شويم و براى گرفتن آن برانيم هر چند شب روى بطول انجامند. (اين از سخنان لطيف و فصيح است، يعنى اگر حق ما را ندادند، خوار خواهيم شد و بايد بر ترك شتر چون بنده بنشينيم.)
حکمت 022
و درود خدا بر او فرمود: كسى كه كردارش او را بجايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.
حکمت 023
و درود خدا بر او فرمود: از كفاره گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.
حکمت 024
و درود خدا بر او فرمود: اى فرزند آدم! زمانى كه خدا را مى بينى انواع نعمتها را به تو مى رساند و تو معصيت كارى، بترس.
حکمت 025
و درود خدا بر او فرمود: كسى چيزى را در دل پنهان نكند جز آنكه در لغزشهاى زبان، و رنگ رخسار، آشكار خواهد شد.
حکمت 026
و درود خدا بر او فرمود: با درد خود بساز، چندان كه با تو سازگار است.
حکمت 027
و درود خدا بر او فرمود: برترين زهد، پنهان داشتن زهد است.
حکمت 028
و درود خدا بر او فرمود: هنگامى كه تو زندگى را پشت سر مى گذارى و مرگ به تو روى مى آورد، پس ديدار با مرگ چه زود خواهد بود.
حکمت 029
و درود خدا بر او فرمود: هشدار! هشدار! به خدا سوگند چنان پرده پوشى كرده كه پندارى تو را بخشيده است.
|
|
حکمت 030
و درود خدا بر او فرمود: (از ايمان پرسيدند، جواب داد) 1- شناخت اقسام ايمان ايمان بر چهار پايه استوار است، صبر، يقين، عدل و جهاد. صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد. شوق، هراس، زهد، انتظار. آن كس كه اشتياق بهشت دارد، شهوتهايش كاستى گيرد، و آن كس كه از آتش جهنم مى ترسد، از حرام دورى مى گزيند، و آن كس كه كه در دنيا زهد مى ورزد، مصيبتها را ساده پندارد، و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد در نيكيها شتاب مى كند. يقين نيز بر چهار پايه استوار است، بينش زيركانه، دريافت حكيمانه واقعيتها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پيمودن راه درست پيشينيان، پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيتها نگريست، حكمت را آشكارا بيند، و آنكه حكمت را آشكارا ديد، عبرت آموزى را شناسد، و آنكه عبرت آموزى شناخت گويا چنان است كه با گذشتگان مى زيسته است. و عدل نيز بر چهار پايه برقرار است، فكرى ژرف انديش، دانشى عميق و به حقيقت رسيده، نيكو داورى كردن، استوار بودن در شكيبايى. پس كسى كه درست انديشيد به ژرفاى دانش رسيده، و آن كس كه به حقيقت دانش رسد، از چشمه زلال شريعت نوشد، و كسى كه شكيبا باشد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد . و جهاد نيز بر چهار پايه استوار است، امر به معروف، نهى از منكر، راستگويى در هر حال، و دشمنى با فاسقان، پس هر كس به معروف امر كرد، پشتوانه نيرومند مومنان است، و آن كس كه از زشتى ها نهى كرد، بينى منافقان را به خاك ماليد، و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد، خدا هم براى او خشم آورد، و روز قيامت او را خشنود سازد.
2- شناخت اقسام كفر و ترديد و كفر بر چهار ستون پايدار است، كنجكاوى دروغين، ستيزه جويى و جدل، انحراف از حق، و دشمنى كردن، پس آن كس كه دنبال وهم و كنجكاوى دروغين رفت به حق نرسيد. و آن كس كه به ستيزه جويى و نزاع پرداخت از ديدن حق نابيناست، و آن كس كه از راه حق منحرف گرديد، نيكويى را زشت، و زشتى را نيكويى پندارد و سرمست گمراهى هاست، و آن كس كه دشمنى ورزيد پيمودن راه حق بر او دشوار و كارش سخت، و نجات از مشكلات دشوار است، و شك چهار بخش دارد، جدال در گفتار، ترسيدن، دودل بودن، و تسليم حوادث روزگار شدن. پس آن كس كه جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاريكى شبهات بيرون نخواهد آمد، و آن كس كه از هر چيزى ترسيد همواره در حال عقب گرد است، و آن كس كه در ترديد و دودلى باشد زير پاى شيطان كوبيده خواهد شد، و آن كس كه تسليم حوادث شد و به تباهى دنيا و آخرت گردن نهاد، هر دو جهان را از كف داد. (سخن امام طولانى است چون در اين فصل، حكمتهاى كوتاه را جمع آورى مى كنم از آوردن دنباله سخن خودددارى كردم)
حکمت 031
و درود خدا بر او فرمود: نيكوكار از كار نيك بهتر، و بدكار از كار بد بدتر است.
حکمت 032
و درود خدا بر او فرمود: بخشنده باش اما زياده روى نكن، در زندگى حسابگر باش اما، سختگير مباش.
حکمت 033
و درود خدا بر او فرمود: بهترين بى نيازى ترك آرزوهاست.
حکمت 034
و درود خدا بر او فرمود: كسى در انجام كارى كه مردم خوش ندارند شتاب كند، آنچه كه نمى دانند درباره او خواهند گفت.
حکمت 035
و درود خدا بر او فرمود: كسى كه آرزوهايش طولانى، كردارش نيز ناپسند است.
حکمت 036
و درود خدا بر او فرمود: (در سر راه صفين دهقانان شهر انبار تا امام را ديدند پياده شدند، و پيشاپيش آن حضرت مى دويدند، فرمود چرا چنين مى كنيد؟ گفتند عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى كرديم، فرمود:) بخدا سوگند! كه اميران شما از اين كار سودى نبردند، و شما در دنيا با آن خود را به زحمت مى افكنيد، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گرديد، و چه زيانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد، و چه سودمند است آسايشى كه با آن امان از آتش جهنم باشد.
حکمت 037
به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: پسرم! چهار چيز از من يادگير (در خوبيها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل كنى زيان نبينى. الف: خوبيها 1- همانا ارزشمندترين بى نيازى عقل است، 2- و بزرگ ترين ترس بى خردى است، 3- ترسناك ترين تنهايى خودپسندى است 4- و گرامى ترين ارزش خانوادگى، اخلاق نيكوست. ب: هشدارها 1- پسرم! از دوستى با احمق بپرهيز، همانا مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيان مى كند. 2- از دوستى با بخيل بپرهيز، زيرا از آنچه كه سخت به آن نيازى دارى از تو دريغ مى دارد. و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد. 4- و از دوستى با دروغگو بپرهيز، كه او به سراب ماند، دور را به تو نزديك، و نزديك را دور مى نماياند.
حکمت 038
و درود خدا بر او فرمود: مستحبات به خدا نزديك نمى گرداند اگر به واجبات زيان رساند.
حکمت 039
و درود خدا بر او فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد. (اين از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى ساز، اما احمق هرچه بر زبانش آيد مى گويد بدون فكر و دقت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گيرد). (حكمت 40 بگونه ديگرى نيز نقل شد) و درود خدا بر او فرمود: قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.
حکمت 040
و به يكى از يارانش كه بيمار بود فرمود: خدا! آنچه را كه از درد بيمارى شكايت دارى موجب كاستن گناهانت قرار داد، در بيمارى پاداشى نيست اما گناهان را از بين مى برد، و آنها را چونان برگ پاييزى مى ريزاند، و همانا پاداش در گفتار به زبان، و كردار با دستها و قدمهاست، و خداى سبحان به خاطر نيت راست، و درون پاك، هر كس از بندگانش را كه بخواهد وارد بهشت خواهد كرد.
حکمت 041
در ياد يكى از ياران، (خباب بن ارت) فرمود: خدا خباب بن ارت را رحمت كند، با رغبت مسلمان شد، و از روى فرمانبردارى هجرت كرد، و با قناعت زندگى گذراند، و از خدا راضى بود، و مجاهد زندگى كرد. و درود خدا بر او فرمود: خوشا به حال كسى كه به ياد معاد باشد، براى حسابرسى قيامت كار كند، با قناعت زندگى كند، و از خدا راضى باشد.
حکمت 042
و درود خدا بر او فرمود: اگر با شمشيرم بر بينى مومن بزنم، كه دشمن من باشد، با من دشمنى نخواهد كرد، و اگر تمام دنيا را بر منافق به خشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد، و اين بدان جهت است كه قضاى الهى جارى شد، و بر زبان پيامبر امى (ص) گذشت كه فرمود: (اى على! مومن تو را دشمن نگيرد، و منافق تو را دوست نخواهد داشت.)
حکمت 043
و درود خدا بر او فرمود: گناهى كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكى است كه تو رابه خودپسندى وادارد.
حکمت 044
و درود خدا بر او فرمود: ارزش مرد به اندازه همت اوست، و راستگويى او به ميزان جوانمرديش، و شجاعت او به قدر ننگى است كه احساس مى كند، و پاكدامنى او به اندازه غيرت اوست.
حکمت 045
و درود خدا بر او فرمود: پيروزى در دورانديشى، و دورانديشى در بكارگيرى صحيح انديشه، و انديشه صحيح به رازدارى است.
حکمت 046
و درود خدا بر او فرمود: از يورش بزرگوار به هنگام گرسنگى، و از تهاجم انسان پست به هنگام سيرى، بپرهيز.
حکمت 047
و درود خدا بر او فرمود: دلهاى مردم وحشى است، به كسى روى آوردند كه خوشرويى كند.
حکمت 048
و درود خدا بر او فرمود: عيب تو تا آنجا كه روزگار با تو هماهنگ باشد، پنهان است.
حکمت 049
و درود خدا بر او فرمود:سزاوارترين مردم به عفو كردن، تواناترينشان در كيفر دادن است.
حکمت 050
و درود خدا بر او فرمود: سخاوت آن است كه تو آغاز كنى، زيرا آن چه با درخواست داده مى شود يا از روى شرم، و يا از بيم سخن ناپسند شنيدن است