سخنان تعدادی از دانشمندان و اندیشمندان درباره خداشناسی
1: آلبرت انشتین: انشتین، مشهورترین دانشمند عصر حاضر بود و کارهای و آثار او انقلابی در تفکرات بشر دربارۀ زمان و جاذبه و تبدیل ماده به انرژی ایجاد نمود(E=mc^2).یکی از جملات مشهور او این است «دانش بدون ایمان فلج است و ایمان بدون دانش کور است).
دائرةالمعارف بریتانیکا از انشتین به این صورت یاد کرده است «او به شدت منکر کفر و الحاد بود .به یکی از فیزیکدانان جوان گفته بود: من میخواهم بدانم که خداوند چگونه این جهان را ایجاد کرده است.من علاقه مند به این پدیده و آن پدیده نیستم.من علاقه ای در طیف این عنصر و آن عنصر نمیبینم ، من میخواهم اسرار آفرینش را دریابم، بقیّه جزئیات اند.»
بشر پس از اشنا شدن با فیزیک جدید همین قدر می تواند ادعا کند که با الفبای کتاب افرینش اشنا شده است نه بیشتر(انیشتن)
در عالم مجهول، نیروی عاقل وقادری وجود دارد که جهان گواه اوست(انیشتن)
من می خواهم بدانم(خدا)چگونه این جهان را افریده است.علاقه ای به این پدیده یا ان پدیده ندارم. در (طیف)این عنصر یا ان عنصر لطفی نمی بینم.من می خواهم اندیشه های (او) را بدانم"ما بقی جزئیات است.(البرت انیشتن).
§ نکتۀ مهم این است که هرگز دست از پرسش نکشیم. کنجکاوی همیشه موجب شور و هیجان است. انسان هنگامی که به رازهای ابدیّت،زندگی،و ساختار شگفت انگیز واقعیّت میاندیشد،بی اختیار دچار هراس و حیرت میشود.کافی است که انسان بکوشد تا هر روز، اندکی از این اسرار را دریابد. هرگز کنجکاوی مقدّس را از دست ندهید.(آلبرت اشتین)
§ نگران اینده نیستم خودش به زودی خواهد امد.
§ تخیل مهمتر از دانش است.
§ اطلا عات به معنی دانش نیست.
§ عشق نسبت به وظیفه معلم بهتری است.
§ سعی نکنید موفق شوید بلکه سعی کنید با ارزش شوید.
§ تنها منبع دانش تجربه است.
§ جستجوی حقیقت با ارزش تر از تصاحب ان است.
§ عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.
§ سیاست مشکلتر از فیزیک است.
§ من هوش خاصی ندارم ،ولی شدیدا کنجکاوم.
§ حقیقت ان چیزی است که از ازمون تجربه،سر بلند بیرون اید.
§ زندگی مثل دوچرخه سواری است،برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.
§ مثال زدن،فقط یک راه اموزش نیست ،تنها راه است.
§ مسلما نیروی جاذبه هیچ مسئولیتی در قبال افتادن انسانها در عشق ندارد.
§ هیچ کس به خرد غائی نمی رسد مگر اینکه در خود جستجو کند.(انیشتن)
2:فرانسیس بیکن :فیلسوفی که به شدت مخالف کفر و الحاد بود و اعتقاد داشت که تفکّرات الحادی به خاطر فلسفۀ ضعیف و سطحی بوجود می آید. او میگفت: « یک فلسفۀ سطحی ممکن است تفکرات الحادی پدید آورد ولی غور و تعمّق بیشتر در فلسفه انسان را به خداپرستی سوق میدهد.»
3: کپلر : او نیز از دانشمندان با ایمانی است که ایدۀ گردش سیارات به دور خورشید را ارائه کرده است
4: گالیله :دانشمند بزرگی که کارهای کپلر را دنبال کرد و در نهایت کار او را تکمیل کرد و ثابت کرد که سیارات به دور خورشید می چرخند. او میگفت که کارهایش تعبیر و تفسیر کتاب مقدّس است.
5: دکارت : ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی که پدر فلسفۀ مدرن نامیده میشود. او عمیقاً فردی مذهبی و کاتولیک بود. بعد از 24 سالگی در اثر یک پیشامدی به همه چیز شک کرد و سپس اولین پایۀ اعتقادی خود را از آنجائی محکم کرد که گفت: « من فکر میکنم، پس هستم ».به هر حال اعتقاد به خدا قلب فلسفۀ او را تشکیل میدهد.
§ زمانی که خداوند ما را خلق می نمود تصور فطری خویش را در ذهن ما مهر نمود.(دکارت)
6:اسحاق نیوتن : در نور ، مکانیک و ریاضیات کارهای بسیار بزرگ و برجسته ای انجام داده است. او قلباً دیندار و پارسا منش بود. از گفته های اوست که : « سیستم بسیار زیبای منظومۀ شمسی و دنباله دارها تنها از یک منبع با تدبیر هدایت میشود و تحت مالکیت و قلمرو ِ وجودِ باهوش و مقتدر میباشد».
7: ربرت بویل : کارهی بزرگی در شیمی و فیزیک انجام داده است . او فردی با ایمان بود و مقاله ای بر ضدّ الحاد منشر کرد و در ان مقاله از الحاد به عنوان "افسانۀ مدرن " یاد کرد.
8: مایکل فارادی : کارهای او در الکتریسیته و مغناطیس نه تنها انقلابی در فیزیک بوجود آورد ،بلکه منجر به اختراع وسایلی شد که در زندگی روزمرۀ ما استفادۀ گسترده ای دارند .
کامیوتر، تلفن و ارتباطات و ... همگی از کارهای او نشأت میگیرند.
او فردی مذهبی و خداشناس بود و باورهای مذهبی او تأثیر عمده ای در تعبیر و تفسیر او از جهان داشت.
9: ماکس پلانک : کارهای بسیاری در فیزیک انجام داد ، اما بیشترین شهرت او به خاطر تئوری کوانتوم میباشد که انقلابی در درک بشر از دنیای اتم و ساختار اتمها ایجاد کرد. در سال 1937 پلانک در مقاله ای عنوان کرد که « خداوند در همه جا حضور دارد...»
از گفته های اوست که « هم دین و هم دانش هر دو مبادرت به نبردی خستگی ناپذیر بر علیه کفر و الحاد و تعصّب کرده اند و همچنین بر علیه خرافه گرایی و مقصد دین و دانش به سمت خداوند است.». سخنان ذیل همگی از ماکس پلانک میباشد:
· هر کسی که جداً متعهّد به کارهای علمی باشد، تشخیص میدهد که بر دروازۀ ورود به دانش نوشته شده است : شما باید به خداوند ایمان داشته باشید، این خصوصیتی است که دانشمندان نمیتوانند آن را انکار کنند.(ماکس پلانک در کتاب دانش به کجا میرود 1932)
· هم دانش و هم مذهب الزام و تأکید بر ایمان به خدا دارد .برای مؤمنین خداوند در ابتدای هر چیز است و برای فیزیکدانان خدا در پایان تمام محاسبات و مطالعات است. برای قالبگیر خدا بنیان و اساس است .خداوند تاج هر بنای باشکوه در قلمرو دانش و هر قلمرو دیگری است.(ماککس پلانک در کتاب دین و دانش طبیعی سال 1937)
· به عنوان فردی که زندگیم را وقف دانش کرده ام ، و آن را در راه مطالعۀ مواد و اتمها به سر برده ام میتوانم به شما به عنوان نتیجۀ تحقیقاتم دربارۀ اتمها بگویم که وجود اتمها و بقای آنها نشأت گرفته از اثر نیروئی است که ذرات اتم را بوسیلۀ ارتعاش نگه میدارد و خرده سیستم )مانند( منظومۀ شمسی ِ اتم را دور هم نگه میدارد. ما باید به پذیریم که پشت این نیرو، اندیشه ای آگاه و باشعور میباشد، این وجود آگاه سرچشمه و مبدأ همه چیز است.(ماکس پلانک در کتاب طبیعت مواد 1944)